تبليغاتX
همدم روح
بهانه های من

همدم روح

ام اس جان!دردها و اسپاسمهایت هربار سخت و شدید است و اینبار انگار پنجه ات را برای مچ انداختن خیلی تقویت کرده ای!!!منصف هم که هستی و نگاهت را خوب بلدی تقسیم کنی و هیچیک از اعضاهایم را بی نصیب نمیذاری وحال نوبتی هم که باشه اینبار گلو وریه هایم را هدف قرار داده ای و دنیای عجیب و غریبی برایم رقم میزنی!!ولی باشه هرچه میخواهی باش ومن با هرعجبی می سازم و لبخند من جاوید است و بلدم برهرعجبی بخندم.

 من برای پاسداشت بهانه هایی که درمن جاری است همچنان با بی خیالی رویت را کم خواهم کرد. بهانه ای که مرا به فردا و فردا ها می خواند و عشق را در وجودم جاری می سازد و مرا بدنیای مشتاقانش وصل می کند که امیدشان را نگذارم ناامید شود.

نقاش ماهری هستم و دارم برای رنگ زدن دنیای سرد و بیرنگ سحر نقشهایی طرح می کنم که بتواند دنیای افسرده و بی رنگش را رنگ آمیزی کند و امید دوباره ای را در دلش برویاند.

نوازنده ی خوبی ام و با ساز عشقی که به صدادرمی آورم دلهای خسته را همه را به رقص در می آورم.

 بهانه ای دارم برای وسعت بخشیدن به دل ناامید کبری و روشن کردن دنیای تاریکش بروی زیبایی های که با چشم درون می توان دید وچقدر شیرین و ملیح است لبخندش وقتی دنیای ساکتش را توصیف می کنم و چقدر بامحبت و قدردان است که آنروزی را که بمناسبت روز روشندلان باهاش حرف زدم و هدیه ای بهش دادم یکی از قشنگترین روزهای زندگی اش یاد می کند.

بهانه ای دارم برای نرمی بخشیدن به دنیای خشن رویا که آنروز که برای مشاوره آمده بود پیشم، سعی در پنهان کردن دستان سوخته از جور پدر بی عاطفه اش که این بلاارا سرش آورده بود می کرد و امروز به توانایی ها و مهارت های این دستان سوخته ،که فرشهای قشنگی می بافد می نازد و عشق را جایگزین نفرت کرده

 بهانه ای برای تدریسهایم در دانشگاه که با عشق توام است و مخاطبینش با لبخند اشتیاق دنبالش می کنند.

 بهانه ای برای دوفرزند عزیزم که سرشار شوق و ذوق برای انجام امور درسی و...اشان هستند و همیشه با نگاه تحسینم جهتشان داده ام و نگرشهایی درشون رویانده ام که توانستن را باورکنند.

بهانه ای برای شما که با مهر نوشته هایم را دنبال می کنید و مرا برای آپدیت کردن وبلاگم ملزم

بهانه ای برای هدیه لبخند

بهانه ای برای جاری کردن عشق

و بهانه ای برای........... 

واینها کم بهانه ای نیست ام اس جان برای انداختن قوترین مچ دنیا

 

|+| نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 20:40 توسط همدم روج |

آرامش

تصویر آرامش

آرامش یعنی  سردرآوردن ازضمیرخودآگاه و ناخود آگاه،وپی بردن به همه حرکتها وفعل و انفعالاتی که در آن سوی فکرها واحساستمان لمیده اند.

 

 پیوست:زعفران نسخه شفابخش بيماري ام.اس


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 18:29 توسط همدم روج |

معبد دوستی

حکایت معبد دوستی را  شنیده ای:

بر گستره ی دو مزرعه همجوار،دو کشاورزِ دوست زندگی می کردند.یکی تنها بود و دیگری همسری داشت و فرزندانی.

محصول خود را برداشت کردند و شبی آن مرد که خانواده ای نداشت چشم گشود و انباشته محصول خود را در کنار دید و اندیشه کرد: «خدا چه مهربان است با من، اما دوستم که خانواده ای دارد، نیازمند غله ی بیشتری است.» چنین بود که سهمی از خرمن خود برداشت و به مزرع دوست برد.

و آن دیگر نیز درمحصول خود نگریست و اندیشه کرد:«چه فراوان است آنچه زندگی مرا سرشار می کند و دوست من چه تنهاست، و از شادمانی دنیای خویش سمهی نمی برد.»

پس به زمین دوست خود رفت و قسمتی، از غله ی خویش بر خرمن او نهاد.

و صبح روز بعد چون که باز به درو رفتند، هر یکی خرمن خویش را دید که نقصان نیافته است.

و این تبادل همچنان تداوم یافت تا آنجا که شبی در مهتاب دوستان فرا روی هم آمدند هر دو با یک بغل انباشته ی غله و راهی کشتزار دیگری.آنجا که این دو به هم رسیدند، معبدی بنیاد شد.

------------------------------------------------

واقعا چقدر صفا داره دنیای دوستی و حضور سبز یک دوست جاری در دل ،همیشه روح آدم را می نوازد و شعله های درون که کم سو می شود ،دوستی شفیق می تواند درآن بدمد ودوباره شعله ورش سازد.هریک ازما لازم است سپاسگزار دوستی باشیم که دوباره این شعله را فروزان می کند.

دنیای قشنگتان پرازدوستان خوب و باصفا .

اینهم گلی از حیاط منزلم تقدیم شما:

 

---ساخت پروتز عصبی

--------مصارف طبی کانابیس و ام اس

 


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 20:39 توسط همدم روج |

ابرهای گذرا
 

همدم روح

هروقت توانستی وقتی را بیرون از خانه به تماشای گذر ابرها بنشین،آن لحظه که دردی داری یا حتی فکری مشوش این روش می تواند مسکن خوبی برایت باشد.

پس بیرون ازخانه گذار ابرها را در آسمانی آبی  خوب تماشا کن.

حال بعد ازتنفسی ژرف و عمیق چشمانت را ببند

برروی درد یا فکر مشوشی که داری تمرکز کن

دردها و افکار خودرا همچون ابرهایی تصورکن که درگذرند و هرلحظه ازت دورتر و دورترمی شوند.

درچنین حالتی به هیچ چیز دیگر فکر نکن و فقط نظاره گر ابرهایی باش که هرلحظه بیشتر ازت دور می شوند .

تا لحظه ای که تمام ابرها از  آسمان آبی ات دور شوند منتظر باش.

حالا برام از آسمان صاف و قشنگت بگو.

اوقات خوشی براتون آرزومندم

   

این هم خبر خوش برای بیماران MS


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 9:8 توسط همدم روج |

طییعت
 باغ قشنگم

باغ قشنگم

غروب زیبای باغم

هرروز اوقاتی از روزم را به طبیعت می سپارم که بهره ی کافی از آنرا تا سردی کامل هوا ببرم ، نسیم دلنواز پاییزی را روی صورتم که حس می کنم  ،  گز گز صورتم هم   برام  زیبا و دل انگیز می شود .سکوت سرشار از آرامش پاییز ی،برگهایی که یواش یواش می خواهد به زردی گراید وهمه....  آینه ای است که برام تصویر خالق را منعکس می کند و اینگوته درباغ بیشتر به خدای خود نزدیک می شوم و برای  زنده بودن و هرنفسی که در این فضای دل انگیز می کشم  خدای را شکر می کنم.

انبوه درختان و نورخورشیدی که ازمیان آنها به زمین می تابد،کما بیش شبیه به داشتن وجودی دیگر است.

پیوست:برای دیدن تصاویر دیگری از باغ قشنگم کلیک کنید:

 


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت 21:53 توسط همدم روج |

دعا

 

پدربزرگی درحیاط قدم می زدکه شنید نوه اش حروف الفبا را با صدایی که شبیه به دعاست تکرار می کند.ازاوپرسید چه می گوید؟دخترکوچولو توضیح داد"دارم دعا می کنم،ولی نمی توانم کلمات درستی برای دعا بیابم،بنابراین همه ی حروف را می گویم و خداوند خودش آنها را برای من مرتب خواهد کرد،زیرا او می داند به چه می اندیشم."

ای کاش ما هم مانند این دختر کوچولو قدرت روحی  امون در حدی بود که برای خواسته ی دلمون دنبال کلمات نمی گشتیم  و ذهن وروحمان را متمرکز خدا می کردیم  و کلمات  رابه خود خدا می سپردیم.


اول اوست، جز تو پيش كه برآرد بنده دست
هم دعا و هم اجابت از تو هست
هم از اول مي دهي ميل دعا
تو دهي آخر دعاها را جزا
اول و آخر تويي، ما در ميان
هيچ هيچي كه نيايد در بيان

 


::ادامـه مـطـلـب::


|+| نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 22:13 توسط همدم روج |